به آرامی آغاز به مردن می‌کنی

 اگر سفر نکنی،

 اگر کتابی نخوانی،

 اگر به اصوات زندگی و موسیقی طبیعت  گوش فرا ندهی

 اگر برای خودت ارزشی قائل نباشی

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی

زمانی که خودباوری, عزت نفس  را در خودت بکشی،

وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.

وقتی تمام  روزها رو با نفرین به بخت بدت بگذرونی و

از بارون بد شانسی ها که تمومی نداره غافل نشی

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی

 اگر برده ‏ی عادات و عقایدت  شوی،

 اگر همیشه از یک راه تکراری بروی

اگر روزمرّگی را تغییر ندهی

 اگر در  زندگی هیچ وقت ریسک نکنی ..راههای مختلف رو امتحان نکنی

ورنگ‏های متفاوت به تن نکنی،

 یا اگر بادیگران برای آموختن و گسب تجربه   صحبت نکنی

 اگر درباره ی چیزهایی که نمی دونی پرسش نکنی

اگر به سوالاتی که جوابشون رو میدونی پاسخ ندی

 تو به آرامی آغاز به مردن می‏کنی

 اگر از شور و حرارت و هیجان

 از احساسات سرکش

 و از چیزهایی که چشمانت را به

 درخشش وامی‌دارند،

 و ضربان قلبت را تندتر می‌کنند،

دوری کنی

 اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی،

 اگردنبال  رویاهایت نروی،

 اگر به خودت اجازه ندهی

 که حداقل یک بار در تمام زندگی‏ت ورای مصلحت‌اندیشی رفتار کنی  . . .

 

امروز مخاطره کن!

امروز کاری کن!

نگذار که به آرامی بمیری!

آن را از دست نده

آری فقط امروز زنده ایم. می دانم که می دانی