بعضی‌ها معتقدند انسان بدون عشق نمی‌تواند به زندگی ادامه دهد و دائما احساس می‌کند یک چیز کم دارد. نقطه‌عطف عشق در جامعه ما ازدواج است. روز به روز از تعداد ازدواج‌های اجباریکاسته شده و دختر و پسر، ‌خودشان تصمیم به ازدواج با هم می‌گیرند. در چنینشرایطی وجود عشق و محبت بین طرفین، یکی از ‌عوامل مهم و تعیین‌کننده دراین تصمیم است. پس می‌توان به این نتیجه رسید که تقریبا تمام ازدواج‌هایامروزی ‌با عشق آغاز می‌شود. اما مهم، سرنوشت این عشق است که به کجا کشیدهخواهد شد و ‌چه بلایی سر آن می‌آید و در زندگی زناشویی بعد از ازدواج چهنشانه‌هایی از آن باقی می‌ماند.‌

‌برای آن که بتوانیم به کسی محبت کنیم ابتدا باید دیدگاه طرف مقابل رادرباره محبت کردن بدانیم، این کار ‌را باید قبل از ازدواج انجام دهیم تاببینیم آیا کسی را که می‌خواهیم به عنوان همسر انتخاب کنیم با روحیات ما‌همخوانی دارد یا خیر؟‌

‌برای یافتن این دیدگاه باید این سوال را از خود و طرف مقابلتان بپرسید کهبه نظر شما اگر کسی شما را دوست ‌داشته باشد چگونه باید آن را ابراز کند وبه تعبیری دیگر مظاهر محبت و عشق چیست؟
در جواب این سوال، ‌دیدگاه همه راجع به محبت معلوم می‌شود. بعضی‌ها محبترا بیشتر در مادیات می‌بینند مثلا از گرفتن یک کادوی ‌گرانقیمت می‌فهمندکه کسی دوستشان دارد. بعضی‌ها گفتار عاشقانه را دوست دارند و می‌خواهندکسی که ‌دوستشان دارد دائما به آنها ابراز علاقه کلامی کند و بسیاری ازنمودهای دیگر محبت و عشق ورزیدن که بر ‌اساس سلیقه و شخصیت‌های متفاوت،متغیرند.
پیدا کردن این ترجیحات در خود و طرف مقابل، به ما این امکان را ‌می‌دهد کهمحبت خود را آن طور که می‌خواهیم به همسرمان ابراز کنیم و نتیجه مطلوبیبگیریم.‌

وقتی کسی را دوست داریم، تنها با گفتن "دوستت دارم" نمی‌توانیم به او ثابتکنیم که حقیقتا دوستش داریم. عشق و محبت، احساسی است که در ما نسبت به‌کسی به دلایل مختلفی ایجاد می‌شود.
وقتی کسی را دوست داریم به خاطر این دوست داشتن خیلی کارها ‌می‌کنیم و خیلی از رفتارها را انجام نمی‌دهیم :

1- ‌به او دروغ نمی‌گوییم

دروغ گفتن و هر نوع پنهان کاری نسبت به شخصی که دوستش دارید نه تنها حساعتماد طرفین را از بین خواهد برد بلکه تداومی را برای ابراز دوستی در پینخواهد داشت. چرا که در یک ارتباط زناشویی توام با عشق و محبت تنها راستیو صداقت است که بنیان تمام رفتارهای منجر به پذیرش متقابل را بوجود میآورد.

2- غرورش را نمی‌شکنیم

گاهی وقت ها شکستن غرور شاید برای رسیدن به خیلی چیزها خوب باشه ولی نه بهاین شکل که صراحتا برای طرف مقابل بکار ببرید. چون این کار یکنوع خوردکردن شخصیت و ایجاد تنشی را در پی خواهد داشت که شاید در یک زمان کوتاهجبران اینکار چندان هم ساده نباشد.

3- ‌‌به خانواده‌اش و کسانی که دوست دارد احترام می‌گذاریم

‌همسر شما از دل یک خانواده آمده است که اگر آن خانواده نبود، همسر شمانیز امروز در کنار شما نبود، پس به ‌خاطر وجود همسرتان که دوستش داریدباید از خانواده‌اش سپاسگزار باشید و به خاطر وی به آنها احترام ‌بگذاریدو مطمئن باشید که همسر شما قدردان این احترام خواهد بود.

4- ‌او را به باد نقدهای بیرحمانه نخواهیم گرفت

این به معنی تایید همه جانبه همسرتان نیست چون هر کسی ایراداتی دارد، امااگر کسی بخواهد همیشه تنها ایرادات ‌شما را بگوید قطعا خسته خواهید شد.همیشه نقاط مثبت را در کنار نقاط منفی ببینید تا به همسرتان احساس‌ارزشمند بودن بدهید و از بهانه گیری و ایرادهای بی‌خود بپرهیزید.

5- با او لجبازی نمی‌کنیم

وقتی همسرتان را دوست داشته باشید در برابر ‌خواسته‌ها و رفتار او موضع گیری و لجبازی نمی‌کنید.

6- وقتی اشتباهی در قبال همسر خود مرتکب می‌شویم براحتی و بدون قید و شرط از او عذرخواهی میکنیم

اشتباه کردن در زندگی، اجتناب ناپذیر است و یکی از راه‌های برطرف کردناثرات این اشتباه در ذهن طرف مقابل، ‌عذرخواهی است که این عمل در برابرکسی که دوستش دارید باید برایتان بسیار راحت باشد چرا که غرور در ‌برابرمعشوق جایی ندارد.

7- ‌او را در کارها و تصمیماتمان دخیل می‌کنیم

وقتی همسرتان را دوست داشته باشید همیشه می‌خواهید نظر او را ‌راجع به همهچیز جویا شوید و کاری کنید که او را خوشحال می‌کند، پس همیشه با او مشورتمی‌کنید و ‌تصمیمات خود را به تنهایی نمی‌گیرید.

8- اگر مخالفتی با او داریم با آرامش قانعش می‌کنیم

اختلاف نظر هم در زندگی زناشویی اجتناب ‌ناپذیر است اما ‌برخورد همسران دراین اختلاف نظرها می‌تواند آن را مشکل ساز و یا سازنده کند. پس اگرهمسرتان را دوست ‌داشته باشید با آرامش با او سخن می‌گوئید و دلیلمخالفت‌تان را روشن و واضح برایش توضیح می‌دهید و آنگاه ‌می‌توانید قانعشکنید.

9- به او در کارهایش کمک می‌کنیم

زن و مرد باید در همه چیز با هم همکاری داشته باشند. درست است که این دو،‌در زندگی وظایف مشخصی دارند اما امروزه این مرزها کمرنگ شده و زن و مرددر بیرون و داخل خانه در همه ‌چیز همکاری می‌کنند. پس به راحتی می‌تواناین کمک کردن را در زندگی امروزه معنی کرد.‌‌

10- اگر گاهی حوصله ندارد و غمگین است به او کمک می‌کنیم
اگر همسرتان غمگین یا عصبانی یا بی‌حوصله است ‌اگر دوستشداشته باشید تمام تلاشتان را می‌کنید که این احساس منفی را از او دور کنیدیا اگر لازم باشد به او ‌فرصت دهید تا بتواند به حالت عادی برگردد نهاین‌که بیشتر به او خرده بگیرید و او را ناراحت‌تر کنید. گاهی ‌آرامشداشتن در برابر کسی که عصبانی است او را بیشتر عصبانی می‌کند. اگر همسرتانرا عصبانی کردید با ‌آرامش بی موقع خود، او را عصبانی‌تر نکنید چرا که اوفکر می‌کند آنقدر برایش ارزش ندارید که وقتی ناراحت ‌است عین خیالتان نیست.

11- ‌می‌توانیم به راحتی اشتباهات او را ببخشیم و فراموش کنیم

درست است که بعضی اشتباهات بخشودنی ‌نیست اما تعداد آنها بسیار کم است ومعمولا در زندگی اشتباهات کوچکی پیش می‌آید که می‌توان با محبت از آنها‌گذشت و با صحبت‌های منطقی، از بروز دوباره آن جلوگیری کرد.

12- ‌از اینکه در کنارش هستیم خوشحالیم و نمی‌خواهیم از کنارش فرار کنیم

بعضی از زن و شوهر‌ها دائما ‌می‌خواهند از هم فرار کنند و تنها باشند و یاوقت خود را با دیگران بگذرانند. درست است که ممکن است گاهی انسان، به‌تنهایی و خلوت کردن نیاز پیدا کند اما طبیعتا در اکثر اوقات از اینکه درکنار فردی که دوستش دارید هستید لذت ‌می‌برید و می‌شود این خوشحالی و لذترا نشان دهید تا همسرتان بداند که در کنارش خوشحالید.

13- با لذت، گذشت خواهیم کرد و تمام چیزهای خوب را برای همسرمان می‌خواهیم

این گذشت به معنی نادیده ‌گرفتن خودتان نیست بلکه وقتی کسی را دوست دارید اول به او می‌اندیشید و بعد به خودتان.

14- ‌در جمله‌هایمان کمتر از "من" استفاده می‌کنیم و بیشتر از او و خوبی‌هایش می‌گوییم

با کاربرد این روش در واقع کارهایی که ‌خودمان از همسرمان انتظار داریم می‌تواند فهرست خوبی از این دسته باشد.‌

و اما تفاوت "عشق" و "دوست داشتن"
.

عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی. اما دوست داشتن پیوندی است خودآگاه و از روی بصیرت روشن و زلال.

عشق طوفانی و متلاطم و بوقلمون صفت است. اما دوست داشتن آرام و استوار و پروقار است و سرشار از نجابت.

عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هر چه از غریزه سر می زند بی ارزش است ودوست داشتن از روح طلوع می کند و تا هر جا که یک روح ارتفاع دارد، دوستداشتن نیز همگام با آن اوج می گیرد.

عشق در اغلب دلها، در شکلها و در رنگهای تقریبا مشابهی، متجلی می شود ودارای صفات و حالات و مظاهر مشترکی است، اما دوست داشتن در هر روحی جلوهای خاص خویش را دارد.

عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست و گذر فصلها و عبور سالها بر آن اثر میگذارد، اما دوست داشتن در ورای سن و زمان زندگی میکند و بر آشیانه بلندش،روز و روزگار را دستی نیست ... دوست داشتن چنان در روح غرق است و گیج وجذب زیباییهای روح که زیباییهای محسوس را به گونه ای دیگر می بیند.

عشق با دوری و نزدیکی در نوسان است. اگر دوری به طول انجامد ضعیف می شود،اگر تمام دوام یابد به ابتذال می کشد و تنها با بیم و امید و تزلزل واضطراب و "دیدار و پرهیز" زنده و نیرومند می ماند. اما دوست داشتن با اینحالات ناآشناست.

و آنگاه که عشق و دوست داشتن لازم و ملزوم یک پیوند ناگسستنی باشند

عشق همواره اهدا میشود؛ آزادانه، مشتقانه و بی چشمداشت، حتی اگر به چشم نیاید یا گرامی داشته نشود. با این استدلال که :
عشق نمی ورزیم که به ما عشق بورزند، آنگونه "عشق" می ورزیم که "دوست داشتن" را بمعنای واقعی تفسیر کرده باشیم ...