موسیقی و ترانه های بوشهر را میتوان به دو گروه تقسیم کرد: گروهی که با فرم آزاد (متر آزاد) اجرا میشده اند که اکثرا "شروه" نامیده شده اند و به طور کلی پریودی را که در موسیقی عبارت از مطلب مستقل و به اتمام رسیده ای که عملا شامل 8 میزان بوده تشکیل میداده است (که در موسیقی های غیراروپایی به ندرت میتوان پریودی را پیدا نمود که شامل 8 میزان باشد) که به وسیله ی سکوت های طولانی از هم مجزا میشوند و معمولا به هر پریود یک بیت تعلق میگیرد. در این آوازها، ملودی که انحنای مشخصی را داراست ابتدا نقطه ی اوجی را در حرکت خود هدف قرار میدهد و این اوج نسبت به صدای پایانی، اکثرا صدای پنجم (که در موسیقی به معنای آن است که از نت آغازین پنج نت و یا سه پرده و نیم فاصله دارد) و گاهی استثناء یک اکتاو (که به مجموعه ی هفت نت مثل دو ــ رــ می ــ فاــ سل ــ لا ــ سی با تکرار نت اول دو) را تشکیل میدهد ساخته شده اند. و تقریبا تمام پریودها از این شکل پیروی میکنند. گرچه گاهی اوقات در جزییات نسبت به هم تفاوت دارند.
"شروه"، یا دو بیتی های محلی که اکثرا با آوازی به فرم آزاد خوانده میشده اند دارای قدمتی بس طولانی است و مناطق دشتی، دشتستان و تنگستان را موطن اصلی آن میدانند.
"شروه تنها به آواز محلی دشتی ٬ دشتستانی و تنگستانی  گفته میشود که برای خواندن آن از ترانه های فایز دشتی و گاه دوبیتی های هم وزن آن استفاده میشود." (1)
موسیقی "شروه" با مقدمه ای شروع میشود که متن اشعار آن از مولوی است. متن اکثر ترانه های بوشهر و اطراف آن امروزه از اشعار دو شاعر معروف محلی به نام زایر محمدعلی معروف به "فایز" که در "کردوان" در بخش دشتی میزیسته و احتمالا در سال 1911 وفات یافته و شاعر دیگری به نام "سید بهمنیار" ملقب به مفتون که او نیز در بخش دشتی "بردخون" میزیسته استفاده میشود.
تاریخ موسیقی بوشهر مانند دیگر شهرهای سرزمین مان ایران تا زمان کمی قابل تعقیب و بررسی است و موسیقی مذهبی بویژه موسیقی ای که در ایام سوگواری در بوشهر انجام می پذیرفت اهمیت بیشتری نسبت به موسیقی محلی داراست و آوازهای شام غریبان در بوشهر، خورموج و کنگان از یک بستر سرچشمه میگیرند.
بی گمان بوشهر و موسیقی اش را بدون حضور اشعار فایزدشتی نمیتوان بررسی کرد. در بوشهر و اطراف آن فایز دشتی جزیی از زندگی روزمره مردمی است، دو بیتی ها و شیفتگی شعر وی که از ویژگی ژرف احساسی اوست، او را از تمامی شاعران روستایی مجزا میسازد.


پانویس:
1ــ نقل از منوچهر آتشی شاعر و نویسنده